|
|
|
یادداشت های من |
|
It went from so good ... to so bad ... so soon so good,to so bad,so soon but nobody told me,so I never knew it goes from so good,to so bad,so soon it went from sunshine ... to shade ... to rain it went from passion .... to pleasure ... to pain from singing sweet love songs,to cryin' the blues so good ... to so bad ... so soon it started with words like forever and went from always,to some times,to never so good ... to so bad ... so soon it went from so good ... to so bad ... so soon so good,to so bad,so soon but nobody told me,so I never knew it goes from so good,to so bad,so soon so good,to so bad,so soon Shel Silverstain-
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 18:3 توسط مهرناز
|
امروز روز جهاني قدس است.خب روز جهاني قدس است.بايد بريم راهپيمايي!مرگ بر امريكا و اسرائيل بگيم و به فلسطيني هاي مظلوم كمك كنيم تا دشمنان را از خانه ي خود بيرون كنند.ولي من فكر نكنم برم هر چند مامانم اصرار زيادي داره! آخه من يه آدم سنگدل هستم و ذره اي احساس ترحم نسبت به كودكان آواره ي فلسطيني ندارم.بيشتر دلم به حال بچه هايي مي سوزه كه همين جا! توي خيابان ها فال مي فروشند يا شيشه هاي ماشين ها رو تميز مي كنند.ولي من به همه مي گم اين ها مهم نيست اين مشكلات خودشون حل مي شوند!شما بايد به كمك فلسطيني ها بشتابيد. ديشب اخبار يه خبر جالب گفت:3نفر بيماردر در يكي از بيمارستان هاي فلسطين به دليل كمبود دارو جان خود را از دست دادند.خيلي جالبه نه؟! من با خودم گفتم ما مردم دلسوز ايران بهنر بريم يه كمكي به اين مردم مظلوم بكنيم.مقداري دارو و حتي چند تا از پزشك هاي متخصصمون رو هم بفرستيم فلسطين.چون خدا را هزار مرتبه شكر بيمارستان هاي ما مجهز هستند و همشون پزشك جراح دارند و از نظر دارو هم كه تمامي دوستان مي دونند مشكلي نداريم.پس چه ايرادي داره كه به اين مردم مظلوم كمك كنيم؟؟ فقط يه مشكل هست كه خيلي مهم نيست .مشكل اينه هر جا كه نگاه مي كنم خانواده هايي رو مي بينم كه به خاطر نبود يه پزشك جراح يا امكانات عزيزانشون رو از دست دادند.كساني كه تا ابد حسرت مي خورند كه چرا بيمارشون رو همون روز اول نبرند پايتخت.چرا گذاشتند روزي كه از دست اين پزشك ها نا اميد شدند و وقتي بيمار رو مي برند پايتخت تموم مي كنه ولي دكتر مي گه اگه روز اول آورده بودين اين جا مثله من و شما زندگي مي كرد. نمي دونم چرا تي وي هميشه بايد از تعداد كشته هاي فلسطين بگه.چرا از اون هايي نمي گه كه توي جاده ها كشته مي شوند.از كساني كه به خاطر بي كسي گوشه بيمارستان جان مي دهند.چرا هيچ وقت نمي گه چه تعداد بيمار توي كشور خودمون به دليل نبود دارو جان خودشون رو از دست مي دهند.اين ها هم وطن ما هستند.همشهري و حتي از عزيزان خودمون! بي خيال مي گذره.... بايد برم كمك كنم.شايد مثله اون تركه يه خرده سنگ با پست پيشتاز فرستادم يا شايد چند تا بسته قرص سرما خوردگي آخه پاييز ديگه داره شروع مي شه! يه خاطره كوچيك هم بگم.در گذشته ها دور يه روز عصر مدرسه كلاس داشتيم.غذا هم كباب بود با نوشابه.دوستم هم براي دفاع از كودكان مظلوم فلسطيني كه نوشابه ندارند بخورند شيشه نو شابه اش رو شكست البته بعد از اين كه نوشابه ها رو خورد!
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 8:55 توسط مهرناز
|
سلام من برگه هاي مربوط به كارگاه اپتيك همايش فيزيك(پانزدهمين گردهمايي دانش آموزي فيزيك ايران) رو اسكن كردم.در واقع اين برگه ها شرح آزمايش هايي هست كه ما توي اون كارگاه انجام داديم. هر كسي كه اين برگه هاي رو مي خواد به من يه اطلاع بده(مي تونه همين جا كامنت بذاره) تا من واسش ايميل كنم.
وحشتناکه یک ساعت هم ورزش توی برنامه نداریم ولی فکر کنم عربی و دین و زندگی بالای ۷-۶ساعت داریم. من نمی فهمم چرا عربی باید یه درس گند و مزخرف باشه.
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 17:11 توسط مهرناز
|
مدرسه...خب مدرسه مدرسه ست دیگه!۱۰سال رفتیم مدرسه همین جوری بود فکر نکنم تو این ۲سال دیگه عوض بشه جالبه ۱۰ سال رفتم مدرسه و زل زدم به تخته و معلم الف ب پ واسم یاد داد و من فکر کردم عجب آدم خوبیه!!ولی حالا بعد از ۱۰ سال می فهمم خیلی هم معلم ها آدمایه خوبی نیستن میتونستن چیزایه بهتری یاد ما بدن تا الف ب پ... ولی خب مهم نیست ۱۰ سال رفتیم این ۲ سال رو هم میریم.
قبلا حدس می زدم امسال سال گندی باشه.ولی نه به این گندی برنامه کلاسی وحشتناکه وقتی فکر می کنم من باید این درس ها رو چه جوری بخونم دیوونه می شم.حالا اگه اون برنامه های گوناگون(انجام پروژه) رو هم بهش اضافه کنم دیگه واقعا نمی دونم چکار کنم. خداوند خودش به ما رحم کنه! سال پیش به دوم تجربی ها می خندیدم آخه هر عصر کلاس داشتن ولی ما فقط یه روز در هفته کلاس داشتیم اونم آمار!! یادش بخیر عجب دورانی بود! خب چکار می شه کرد می سازیم دیگه!
امسال فکر کنم دیگه کمتر آن بشم باید بچسبم به درس و مشقم! بای بای
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 20:45 توسط مهرناز
|
|
I may not be the fastest
I may not be the tallest
Or the strongest
I may not be the best
Or the brightest
But one thing I can do better
Than anyone else
That is
To be me